[Tehlug-OffTopic] Google Free Life

Ashkan Ghassemi ashkan at tehlug.org
Sat Jan 25 23:11:29 IRST 2014


به نظرم سوال خیلی خوبیه و البته جواب دادن بهش کمی مشکل و پیچیده. من
میخوام بحث رو از صرف گوگل، این شرکت یا اون شرکت طبیعتا فراتر ببرم.

احتمالا برای خیلی از چیزهایی که میپرسی راه‌حل‌های تکنولوژیک مختلفی وجود
داره که حتما خودتون خیلی بهتر و دقیق‌تر از من میدونین. مثلا سرویس ایمیلی
که در مقابل درخواست‌های دولتی (و البته شرکت‌هایی که قرارداد با دولت دارن
و به لحاظ قانونی میتونن به این اطلاعات دسترسی داشته باشن) مقاومت کنه و
سعی کنه این اطلاعات رو در دسترس اون آدمها قرار نده مثل لاوابیت که البته
سرنوشت غم انگیزش رو احتمالا همه میدونین و اگه نمیدونین میتونین از اینجا
ببینین:
http://archive.is/i3sIB

پیش از رسوایی ان‌اس‌ای تمام کسانی که صحبت از این میکردن که انتیتی‌های
خصوصی چطور ممکنه از اطلاعاتی که شما داوطلبانه در اختیارشون قرار میدین
سواستفاده کنن (خواه برای کسب منفعت شخصی، منافع جمعی، یا خوش‌خدمتی به
دولت) سریعا توسط مخاطب اورج با لیبل‌هایی از قبیل متوهم، پارنویید،
ضدتکنولوژی، غارنشین، هیپی بی‌خاصیت و عبارات رنگ و وارنگ دیگه‌ای مواجه
میشدن. ریچارد استالمن مدت‌ها پیش در مصاحبه با گاردین هایپ «کلاود
کامپیوتینگ» رو خطرناک و یک تله توصیف کرده بود [۱] و در وبسایت شخصی‌اش
راجع به اینکه چرا از فیسبوک استفاده نمیکنه با زبان ساده‌ای نوشته بود.
خوشبختانه بعد از عمومی شدن ماجرای ادوارد اسنودن این مسائل دیگه
دانسته‌های عمومی به حساب میان. من همچنان خوندن این مقاله از دانیل سولوو
رو بهتون پیشنهاد میکنم. اونجا به تفضیل در این مورد که چرا نگاه «من مشکلی
با اینکه انتیتی‌های خصوصی از تمام جزئیات زندگی من اطلاع داشته باشن
ندارم» یا «من که کار بدی نکردم، پس دلیلی نداره نگران چیزی باشم» نگاه
غلطی به مسئله است صحبت میکنه. در مجموع مقاله‌ی جذابی بر خوندن محسوب
میشه.
http://tehlug.org/files/solove.pdf

طبیعتا با در نظرگرفتن این نگاه‌ها، جواب ساده‌ی «حالا که همه چیز دست
برادران هست، پس دیگه چه فرقی میکنه؟» فارغ از اینکه این گفته لزوما درست
نیست، کمکی هم به حل مسئله نخواهد کرد و بصیرت نوین و منحصربه‌فردی رو به
ما نخواهد بخشید. شاید هم بخواهید با یک منطق خیلی رذیلانه و ساده مسئله و
صورت مسئله رو باهم و همزمان پاک کنین. مثل اریک اشمیت که گفت: «اگه شما
چیزی برای مخفی کردن دارین که نمیخواین هیچ کسی در موردش بدونه، شاید نباید
از اول انجامش میدادین». فکر کردن در مورد این سوال به عهده‌ی شما. در مورد
گوگل و سرویس‌های مشابهش ما عملا با مسئله‌ی عریض و طویل و پیچیده‌ای سر و
کار داریم که ابعادش بزرگتر از صرف پرایوسیه. مسئله *فقط* این نیست که
فرم‌های خصوصی جزئیات زندگی شخصی شما رو میدونن. این هم جزئی از مسئله‌ی ما
هست که اونها با مرتبط کردن این داده‌ها به هم و انجام یکسری محاسبات،
میتونن چیزهایی رو در مورد توده‌ای از آدمها بدونن که شاید در نگاه اول شما
حتی کوچکترین ایده‌ای در موردشون نداشته باشین. حتی پیش‌بینی الگوهای مصرف
یک جامعه، نرم حرکت عمومی طبقات اجتماعی، خواسته‌های آدمها در مورد مسائل
خاص (فرض کنید اینکه آدمهای مختلف از طبقات مختلف اجتماعی در چارت بتل‌های
موسیقی سال آینده به کدوم موسیقی برای برنده شدن رای خواهند داد [۲]) و
احتمالا خیلی مسائل دیگه رو میتونن که بدونن. در حقیقت وسعت چیزی که
فرم‌های خصوصی از زندگی شما و آدمهای مثل شما میدونن بیش از چیزیه که
خودتون تصور میکنید یا حتی میتونین که تصور بکنین. من هم موافقم که شاید،
شاید (و تاکید بر این شاید خیلی مهمه) خیلی برای کسی فرقی نکنه که شما پس
از اینکه به اتاق خوابتون مراجعه میکنید و در رو قفل میکنید از یوتوب یا
سرویس‌های مشابه دیگه چه استفاده‌ای میکنین، با این حال این فقط بخشی از
مسئله است و نه تمام مسئله. البته به هر حال دیدن این ویدئو رو برای تفریح
هم که شده به شما پیشنهاد میکنم:
http://www.youtube.com/watch?v=F7pYHN9iC9I

فهم تمایز دانسته‌ها راجع به «توده‌ی مردم» و دانسته‌ها راجع به «شخص شما»
اینجا دارای اهمیت ویژه است. با این تفاسیر هرگز دور از ذهن نیست که حتی
بشه ناآرامی‌های اجتماعی رو از پیش حدس زد و در صورت لزوم بر جریان وقایع
تاثیر گذاشت. به قول اون یارو، دانایی، قدرت است. برای اینکه ایده‌ی کلی‌ای
از اینکه بیگ دیتا چیه و چطور میشه استفاده‌های شگفت انگیزی ازش کرد داشته
باشین برای اونهایی که نمیدونن مراجعه به پرزنتیشن یکی از جلسات لاگ خودمون
و  حتما دیدن ویدئوش رو پیشنهاد میکنم:
http://tehlug.org/index.php?page=entries/164

ترجیح شخصی من طبیعتا اینه که امکان این رو داشته باشم که از محصولات
امپراطوری «رنت سیکر» گوگل استفاده نکنم، کارگر مجانی و شبانه‌روزیش نباشم
و براش هر روزه ارزش اضافه تولید نکنم. هر چند هنوز موفق نشدم. (تعریف
سردستی یک رنت سیکر میشه آدمی که مثلا تمام زمین‌های منطقه‌ای رو خریده و
حالا شما *ناچار* هستین برای ادامه‌ی زندگیتون بهش پول پرداخت کنین) دیدن
این ویدئو رو به شما توصیه میکنم:
http://www.youtube.com/watch?v=Ow5yjb-r0Dk

توی این ویدئو راجع به این جنبه از مسئله به طور مفصل صحبت شده. چیزهایی
مثل تاثیر ظهور کمپانی‌های های‌تک روی مسئله بیکاری. به قول دیوید هاروی
شگفت انگیزه که گوگل موفق شده از تمامی ماها، کارگران شبانه‌روزی بی جیر و
مواجب بسازه و در نهایت تحسینش هم بکنیم، به خاطر اینکه سرویس‌هاش رو
*مجانی* در اختیار ما میذاره. حقیقتا ما در دنیای قشنگ و شگفت انگیزی زندگی
میکنیم. دنیایی که توش دیگه مهم نیست چه کسی چطور داره جنبه‌هایی از زندگی
انسانی مارو به کالایی برای مبادله شدن تبدیل میکنه. اصول و مبانی
دموکراتیک، زیبایی‌های به اشتراک گذاشتن دانسته‌ها، تشریک مساعی و خیلی از
چیزهایی که روزی روزگاری علت پیدایش جنبش نرم افزار آزاد بودن روز به روز
اهمیت خودشون رو در مقابل فتیشیسم مصرف از دست میدن. شما روز به روز بیشتر
با این گفته مواجه میشین که «ببین داداش، برای من مهم نیست» یا «نوش جونش،
میتونه و میکنه». این پاسخ طبیعتا نمیتونه از سوی شهروندی که به ابعاد
زندگی اجتماعی واقف و توجه کننده است آمده باشه. این سوی حیوانی، ناپرسشگر
و صد البته بربریت نوین ماست که تنها منطقی رو که درک میکنه منطق مصرفه.
شگفت انگیزه که شما عادت خواهید کرد، چیزهای رو به عنوان کالا مصرف کنید که
هرگز کالا نبوده‌اند (در کانتکست ما مثلا همین نرم‌افزار). برای فهمیدن
جزئیات این مسئله خوندن کتاب زیر از استیون وبر رو بهتون پیشنهاد میکنم.
پیدا کردنش برای دانلود هم کاری سختی نیست و حتما خودتون میدونین که چطور
میشه پیداش کرد:
The Success of Open Source by Steven Weber

شگفت‌انگیزتر از اون اما اینه که شما در مراحل بعدی میتونین کاملا *متقاعد*
بشین که چیزهایی رو به صورت کالا مصرف کنین که در حقیقت چیزی جز نیازمندی
مصارف بی‌معنی گذشته‌ی خودتون نباشن، مثل خریدن فالوور توییتر، خریدن
فالوور اینستاگرام [۳] و غیره. یا اینکه چطور فورسکوئر میتونه شما رو
گیمیفای [۴] کنه. وبسایت‌های جذابی هم دارن. پکیج‌های صد، هزار، ده هزار و
بیشتر نفره. قیمت هر فالوور اگر بیشتر بخرین طبیعتا پایین‌تر میاد و از
تخفیف بهره‌مند خواهید شد. پولش رو هم میتونین آنلاین پرداخت کنین طبیعتا.
با سمتی که دنیا داره پیش میره اصلا دور از ذهن نیست دیدن روزی که مثل اون
فیلم هالیوودی مجبور باشین برای ادامه‌ی زندگیتون زمان بخرین. ما قطعا هرگز
در دنیایی (واقعی یا خیالین) زندگی نکردیم که شگفت‌انگیزتر از قرن بیست و
یکم باشه. چیزی که داره اتفاق میافته ار تاریک‌ترین کابوسهای جورج اورول
مسلما تاریک تره. من بعید میدونم که اورول زمانی که ۱۹۸۴ رو مینوشت حتی
تصورش رو میکرد که چیزی به مراتب بدتر از کابوس کوچکش نه در آلمان شرقی و
شوروی و سایر کشورهای قرمز، دیکتاتور، آدم‌کش، پلید و خیلی خیلی خیلی بد،
بلکه در جهان به اصطلاح دموکراتیک و متمدن سالها پس از ۱۹۸۴ ظهور کنه.
۱۹۸۴ی که برای همه دانسته است و با این حال برای هیچکس کوچکترین اهمیتی
نداره.

اگر دانشی که لازمه‌ی تولید ابزارهاییه که الان گوگل انحصار داشتن اونها رو
داره، در اختیار تمامی آدمها بود، هرگز نمیتونست مونوپلی به این بزرگی رو
روی تکنولوژی سرچ ایجاد کنه. اگه همه چیز این مسئله مثل اکوسیستم نرم‌افزار
آزاد بود، شاید وضع فرق میکرد. اما شرط میبندم که خیلی‌هاتون حتی نمیتونین
بهش فکر کنین. یا احتمالا: «ببین داداش، میدونی بخش خصوصی چقدر هزینه صرف
میکنه که همچین تکنولوژی‌هایی رو ایجاد کنه؟ حتما شوخی میکنی دیگه؟» اما خب
از بد حادثه اینطور نیست و گوگل مسلما یکی از خطرناک‌ترین [۵] شرکت‌هاییه
که تا به حال وجود داشته. نه فقط در حوزه‌ی کامپیوتر و تکنولوژی، بلکه در
حوزه‌ای که تمام ابعاد زندگی شما رو خواه ناخواه در بر خواهد گرفت و شما
ناگزیرید روزی (اگرچه نه امروز) در موردش فکر کنین. فارغ از اینکه چقدر
کلیت مسئله رو انکار کنید آدمهای زیادی وجود دارن که نسبت به خطرات
بالقوه‌ی این مسائل از الان دارن به شما هشدار میدن. من از اینکه در همچین
کثافتی دست و پا بزنم قطعا انصراف خواهم داد. تمام زیبایی‌ها و جذابیت‌های
تکنولوژیکش هم باشه مال خودتون.

[1]
http://www.theguardian.com/technology/2008/sep/29/cloud.computing.richard.stallman
[2]
http://smartdatacollective.com/todd-nevins/173071/music-app-predicting-2014-top-artists-big-data
[3] http://buy1000followers.net/
[5]
http://www.salon.com/2013/06/11/the_dangerous_ethics_behind_googles_transparency_claims/
[4]
http://engineering.foursquare.com/2014/01/03/the-mathematics-of-gamification/

                 On Sat, 2014-01-25 at 13:52 +0100, Mehdi Sadeghi wrote:
 <سلام خدمت اعضای لیست
> 
> 
> 
> 
 <مثل اینکه ایمیل قبلیم به مشکل خورد چون فارسی بود و امضا کرده بودمش.
 <اگر
> 
> 
> 
 <کسی تجربش رو داره ممنون می‌شم با من به اشتراک بذاره.
> 
> 
> 
> 
> 
 <موضوع این بود که من در حال حذف وابستگی‌هام به گوگل هستم و علاقه‌مندم
> 
> 
 <بدونم کسی از اعضای لیست وجود داره که بدون گوگل دارای یک زندگی عادی و شاد
 <باشه؟
> 
> 
 <آزاد و شاد باشید
 <مهدی
> 
 <پ.ن. از امضای این ایمیل صرف نظر می‌کنم!
> _______________________________________________
> tehlug-ot mailing list
> tehlug-ot at lists.tehlug.org
> http://lists.tehlug.org/mailman/listinfo/tehlug-ot



-------------- next part --------------
An HTML attachment was scrubbed...
URL: <http://lists.tehlug.org/pipermail/tehlug-ot/attachments/20140125/ac2cd951/attachment-0001.html>


More information about the tehlug-ot mailing list