[Tehlug-OffTopic] Google Free Life

Behnam Tavakkoli b.tavakkoli at gmail.com
Sat Jan 25 23:54:16 IRST 2014


اشکان جان علاقه داری در مورد این موضوع در جلسه پانزدهم بهمن‌ماه برای بحث
آزاد مطرح کنی؟


2014-01-25 Ashkan Ghassemi <ashkan at tehlug.org>

>
> به نظرم سوال خیلی خوبیه و البته جواب دادن بهش کمی مشکل و پیچیده. من میخوام
> بحث رو از صرف گوگل، این شرکت یا اون شرکت طبیعتا فراتر ببرم.
>  احتمالا برای خیلی از چیزهایی که میپرسی راه‌حل‌های تکنولوژیک مختلفی وجود
> داره که حتما خودتون خیلی بهتر و دقیق‌تر از من میدونین. مثلا سرویس ایمیلی که
> در مقابل درخواست‌های دولتی (و البته شرکت‌هایی که قرارداد با دولت دارن و به
> لحاظ قانونی میتونن به این اطلاعات دسترسی داشته باشن) مقاومت کنه و سعی کنه
> این اطلاعات رو در دسترس اون آدمها قرار نده مثل لاوابیت که البته سرنوشت غم
> انگیزش رو احتمالا همه میدونین و اگه نمیدونین میتونین از اینجا ببینین:
> http://archive.is/i3sIB
> پیش از رسوایی ان‌اس‌ای تمام کسانی که صحبت از این میکردن که انتیتی‌های
> خصوصی چطور ممکنه از اطلاعاتی که شما داوطلبانه در اختیارشون قرار میدین
> سواستفاده کنن (خواه برای کسب منفعت شخصی، منافع جمعی، یا خوش‌خدمتی به دولت)
> سریعا توسط مخاطب اورج با لیبل‌هایی از قبیل متوهم، پارنویید، ضدتکنولوژی،
> غارنشین، هیپی بی‌خاصیت و عبارات رنگ و وارنگ دیگه‌ای مواجه میشدن. ریچارد
> استالمن مدت‌ها پیش در مصاحبه با گاردین هایپ «کلاود کامپیوتینگ» رو خطرناک و
> یک تله توصیف کرده بود [۱] و در وبسایت شخصی‌اش راجع به اینکه چرا از فیسبوک
> استفاده نمیکنه با زبان ساده‌ای نوشته بود. خوشبختانه بعد از عمومی شدن ماجرای
> ادوارد اسنودن این مسائل دیگه دانسته‌های عمومی به حساب میان. من همچنان خوندن
> این مقاله از دانیل سولوو رو بهتون پیشنهاد میکنم. اونجا به تفضیل در این مورد
> که چرا نگاه «من مشکلی با اینکه انتیتی‌های خصوصی از تمام جزئیات زندگی من
> اطلاع داشته باشن ندارم» یا «من که کار بدی نکردم، پس دلیلی نداره نگران چیزی
> باشم» نگاه غلطی به مسئله است صحبت میکنه. در مجموع مقاله‌ی جذابی بر خوندن
> محسوب میشه.
> http://tehlug.org/files/solove.pdf
> طبیعتا با در نظرگرفتن این نگاه‌ها، جواب ساده‌ی «حالا که همه چیز دست
> برادران هست، پس دیگه چه فرقی میکنه؟» فارغ از اینکه این گفته لزوما درست
> نیست، کمکی هم به حل مسئله نخواهد کرد و بصیرت نوین و منحصربه‌فردی رو به ما
> نخواهد بخشید. شاید هم بخواهید با یک منطق خیلی رذیلانه و ساده مسئله و صورت
> مسئله رو باهم و همزمان پاک کنین. مثل اریک اشمیت که گفت: «اگه شما چیزی برای
> مخفی کردن دارین که نمیخواین هیچ کسی در موردش بدونه، شاید نباید از اول
> انجامش میدادین». فکر کردن در مورد این سوال به عهده‌ی شما. در مورد گوگل و
> سرویس‌های مشابهش ما عملا با مسئله‌ی عریض و طویل و پیچیده‌ای سر و کار داریم
> که ابعادش بزرگتر از صرف پرایوسیه. مسئله *فقط* این نیست که فرم‌های خصوصی
> جزئیات زندگی شخصی شما رو میدونن. این هم جزئی از مسئله‌ی ما هست که اونها با
> مرتبط کردن این داده‌ها به هم و انجام یکسری محاسبات، میتونن چیزهایی رو در
> مورد توده‌ای از آدمها بدونن که شاید در نگاه اول شما حتی کوچکترین ایده‌ای در
> موردشون نداشته باشین. حتی پیش‌بینی الگوهای مصرف یک جامعه، نرم حرکت عمومی
> طبقات اجتماعی، خواسته‌های آدمها در مورد مسائل خاص (فرض کنید اینکه آدمهای
> مختلف از طبقات مختلف اجتماعی در چارت بتل‌های موسیقی سال آینده به کدوم
> موسیقی برای برنده شدن رای خواهند داد [۲]) و احتمالا خیلی مسائل دیگه رو
> میتونن که بدونن. در حقیقت وسعت چیزی که فرم‌های خصوصی از زندگی شما و آدمهای
> مثل شما میدونن بیش از چیزیه که خودتون تصور میکنید یا حتی میتونین که تصور
> بکنین. من هم موافقم که شاید، شاید (و تاکید بر این شاید خیلی مهمه) خیلی برای
> کسی فرقی نکنه که شما پس از اینکه به اتاق خوابتون مراجعه میکنید و در رو قفل
> میکنید از یوتوب یا سرویس‌های مشابه دیگه چه استفاده‌ای میکنین، با این حال
> این فقط بخشی از مسئله است و نه تمام مسئله. البته به هر حال دیدن این ویدئو
> رو برای تفریح هم که شده به شما پیشنهاد میکنم:
> http://www.youtube.com/watch?v=F7pYHN9iC9I
> فهم تمایز دانسته‌ها راجع به «توده‌ی مردم» و دانسته‌ها راجع به «شخص شما»
> اینجا دارای اهمیت ویژه است. با این تفاسیر هرگز دور از ذهن نیست که حتی بشه
> ناآرامی‌های اجتماعی رو از پیش حدس زد و در صورت لزوم بر جریان وقایع تاثیر
> گذاشت. به قول اون یارو، دانایی، قدرت است. برای اینکه ایده‌ی کلی‌ای از اینکه
> بیگ دیتا چیه و چطور میشه استفاده‌های شگفت انگیزی ازش کرد داشته باشین برای
> اونهایی که نمیدونن مراجعه به پرزنتیشن یکی از جلسات لاگ خودمون و  حتما دیدن
> ویدئوش رو پیشنهاد میکنم:
> http://tehlug.org/index.php?page=entries/164
> ترجیح شخصی من طبیعتا اینه که امکان این رو داشته باشم که از محصولات
> امپراطوری «رنت سیکر» گوگل استفاده نکنم، کارگر مجانی و شبانه‌روزیش نباشم و
> براش هر روزه ارزش اضافه تولید نکنم. هر چند هنوز موفق نشدم. (تعریف سردستی یک
> رنت سیکر میشه آدمی که مثلا تمام زمین‌های منطقه‌ای رو خریده و حالا شما
> *ناچار* هستین برای ادامه‌ی زندگیتون بهش پول پرداخت کنین) دیدن این ویدئو رو
> به شما توصیه میکنم:
> http://www.youtube.com/watch?v=Ow5yjb-r0Dk
>
> توی این ویدئو راجع به این جنبه از مسئله به طور مفصل صحبت شده. چیزهایی مثل
> تاثیر ظهور کمپانی‌های های‌تک روی مسئله بیکاری. به قول دیوید هاروی شگفت
> انگیزه که گوگل موفق شده از تمامی ماها، کارگران شبانه‌روزی بی جیر و مواجب
> بسازه و در نهایت تحسینش هم بکنیم، به خاطر اینکه سرویس‌هاش رو *مجانی* در
> اختیار ما میذاره. حقیقتا ما در دنیای قشنگ و شگفت انگیزی زندگی میکنیم.
> دنیایی که توش دیگه مهم نیست چه کسی چطور داره جنبه‌هایی از زندگی انسانی مارو
> به کالایی برای مبادله شدن تبدیل میکنه. اصول و مبانی دموکراتیک، زیبایی‌های
> به اشتراک گذاشتن دانسته‌ها، تشریک مساعی و خیلی از چیزهایی که روزی روزگاری
> علت پیدایش جنبش نرم افزار آزاد بودن روز به روز اهمیت خودشون رو در مقابل
> فتیشیسم مصرف از دست میدن. شما روز به روز بیشتر با این گفته مواجه میشین که
> «ببین داداش، برای من مهم نیست» یا «نوش جونش، میتونه و میکنه». این پاسخ
> طبیعتا نمیتونه از سوی شهروندی که به ابعاد زندگی اجتماعی واقف و توجه کننده
> است آمده باشه. این سوی حیوانی، ناپرسشگر و صد البته بربریت نوین ماست که تنها
> منطقی رو که درک میکنه منطق مصرفه. شگفت انگیزه که شما عادت خواهید کرد،
> چیزهای رو به عنوان کالا مصرف کنید که هرگز کالا نبوده‌اند (در کانتکست ما
> مثلا همین نرم‌افزار). برای فهمیدن جزئیات این مسئله خوندن کتاب زیر از استیون
> وبر رو بهتون پیشنهاد میکنم. پیدا کردنش برای دانلود هم کاری سختی نیست و حتما
> خودتون میدونین که چطور میشه پیداش کرد:
> The Success of Open Source by Steven Weber
>
> شگفت‌انگیزتر از اون اما اینه که شما در مراحل بعدی میتونین کاملا *متقاعد*
> بشین که چیزهایی رو به صورت کالا مصرف کنین که در حقیقت چیزی جز نیازمندی
> مصارف بی‌معنی گذشته‌ی خودتون نباشن، مثل خریدن فالوور توییتر، خریدن فالوور
> اینستاگرام [۳] و غیره. یا اینکه چطور فورسکوئر میتونه شما رو گیمیفای [۴]
> کنه. وبسایت‌های جذابی هم دارن. پکیج‌های صد، هزار، ده هزار و بیشتر نفره.
> قیمت هر فالوور اگر بیشتر بخرین طبیعتا پایین‌تر میاد و از تخفیف بهره‌مند
> خواهید شد. پولش رو هم میتونین آنلاین پرداخت کنین طبیعتا. با سمتی که دنیا
> داره پیش میره اصلا دور از ذهن نیست دیدن روزی که مثل اون فیلم هالیوودی مجبور
> باشین برای ادامه‌ی زندگیتون زمان بخرین. ما قطعا هرگز در دنیایی (واقعی یا
> خیالین) زندگی نکردیم که شگفت‌انگیزتر از قرن بیست و یکم باشه. چیزی که داره
> اتفاق میافته ار تاریک‌ترین کابوسهای جورج اورول مسلما تاریک تره. من بعید
> میدونم که اورول زمانی که ۱۹۸۴ رو مینوشت حتی تصورش رو میکرد که چیزی به مراتب
> بدتر از کابوس کوچکش نه در آلمان شرقی و شوروی و سایر کشورهای قرمز، دیکتاتور،
> آدم‌کش، پلید و خیلی خیلی خیلی بد، بلکه در جهان به اصطلاح دموکراتیک و متمدن
> سالها پس از ۱۹۸۴ ظهور کنه. ۱۹۸۴ی که برای همه دانسته است و با این حال برای
> هیچکس کوچکترین اهمیتی نداره.
>  اگر دانشی که لازمه‌ی تولید ابزارهاییه که الان گوگل انحصار داشتن اونها رو
> داره، در اختیار تمامی آدمها بود، هرگز نمیتونست مونوپلی به این بزرگی رو روی
> تکنولوژی سرچ ایجاد کنه. اگه همه چیز این مسئله مثل اکوسیستم نرم‌افزار آزاد
> بود، شاید وضع فرق میکرد. اما شرط میبندم که خیلی‌هاتون حتی نمیتونین بهش فکر
> کنین. یا احتمالا: «ببین داداش، میدونی بخش خصوصی چقدر هزینه صرف میکنه که
> همچین تکنولوژی‌هایی رو ایجاد کنه؟ حتما شوخی میکنی دیگه؟» اما خب از بد حادثه
> اینطور نیست و گوگل مسلما یکی از خطرناک‌ترین [۵] شرکت‌هاییه که تا به حال
> وجود داشته. نه فقط در حوزه‌ی کامپیوتر و تکنولوژی، بلکه در حوزه‌ای که تمام
> ابعاد زندگی شما رو خواه ناخواه در بر خواهد گرفت و شما ناگزیرید روزی (اگرچه
> نه امروز) در موردش فکر کنین. فارغ از اینکه چقدر کلیت مسئله رو انکار کنید
> آدمهای زیادی وجود دارن که نسبت به خطرات بالقوه‌ی این مسائل از الان دارن به
> شما هشدار میدن. من از اینکه در همچین کثافتی دست و پا بزنم قطعا انصراف خواهم
> داد. تمام زیبایی‌ها و جذابیت‌های تکنولوژیکش هم باشه مال خودتون.
>  [1]
> http://www.theguardian.com/technology/2008/sep/29/cloud.computing.richard.stallman
> [2]
> http://smartdatacollective.com/todd-nevins/173071/music-app-predicting-2014-top-artists-big-data
> [3] http://buy1000followers.net/
> [5]
> http://www.salon.com/2013/06/11/the_dangerous_ethics_behind_googles_transparency_claims/[4]
> http://engineering.foursquare.com/2014/01/03/the-mathematics-of-gamification/
>
>
> On Sat, 2014-01-25 at 13:52 +0100, Mehdi Sadeghi wrote:
>
> سلام خدمت اعضای لیست
>
>
>   مثل اینکه ایمیل قبلیم به مشکل خورد چون فارسی بود و امضا کرده بودمش. اگر
>
>    کسی تجربش رو داره ممنون می‌شم با من به اشتراک بذاره.
>
>
>
>   موضوع این بود که من در حال حذف وابستگی‌هام به گوگل هستم و علاقه‌مندم
>
>
> بدونم کسی از اعضای لیست وجود داره که بدون گوگل دارای یک زندگی عادی و شاد
> باشه؟
>
>
> آزاد و شاد باشید
> مهدی
>
> پ.ن. از امضای این ایمیل صرف نظر می‌کنم!
> _______________________________________________
> tehlug-ot mailing listtehlug-ot at lists.tehlug.orghttp://lists.tehlug.org/mailman/listinfo/tehlug-ot
>
>
>
>
> _______________________________________________
> tehlug-ot mailing list
> tehlug-ot at lists.tehlug.org
> http://lists.tehlug.org/mailman/listinfo/tehlug-ot
>
>


-- 

   - مرکز گنو/لینوکس سی‌تو : www.sito.ir
   - خدمات وب بهرا : www.behra.ir
   - پنل ارسال پیام کوتاه اکسون اس‌ام‌اس : www.axonsms.com

<http://www.buysoft.ir/>−−−−−−
آدرس دفتر مرکزی : تهران - فلکه دوم صادقیه - ابتدای بلوار فردوس - پلاک ۱۴ -
واحد یک
کد پستی : ۱۴۸۱۷۹۷۳۷۱ | صندوق پستی : ۱۴۵۱۵/۹۳۹
تلفن : ۴۴۰۰۰۷۵۱ | فکس : ۸۹۷۸۷۷۷۷ | تلفن همراه : ۰۹۱۹۲۰۶۵۶۳۴
بهنام توکلی کرمانی
-------------- next part --------------
An HTML attachment was scrubbed...
URL: <http://lists.tehlug.org/pipermail/tehlug-ot/attachments/20140125/eaa655df/attachment-0001.html>


More information about the tehlug-ot mailing list